
بیان مسئله: ادراک عبارت است از تجربه حسی ما از دنیای پیرامون، که مستلزم شناخت محرکهای محیطی و اقدامات واکنشی به این محرکهاست. معماری قلمرو چندگانه از تجارب حسی است که متقابلاً روی یکدیگر تأثیر میگذارند و درون همآمیخته میشوند و زمینه ادراک از یک فضا را فراهم میآورند. در طول تاریخ، -بازارهای سنتی ایران- با مجموعهای وسیع از کاربریها و بناهای جنبی، مرکز جنبوجوش شهرها و تعاملات اجتماعی بودند. این بازارهای سرپوشیده که یادگار باارزشی از دوران قبل از مدرنیته هستند را میتوان برخلاف پاساژها و مراکز خرید معاصر، فضاهایی چند حسی دانست که موجب ایجاد حس تعلق مکان در استفادهکنندگان از خود میشدند.
اهداف پژوهش: پژوهش حاضر با توجه به اهمیت نظام ادراکات حسی در ادراک فضایی و نقشی که این ادراک میتواند بر فرآیند شناخت و رفتار بگذارد، به بررسی کیفی ابعاد حسی فضا از منظر مخاطبان در بازار قزوین میپردازد.
روش پژوهش: جهت دستیابی به هدف تحقیق در جمعآوری دادهها از روش تاریخی-توصیفی و در تحلیل آنها از روش تحلیلی-تطبیقی استفادهشده است. همچنین گرداوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانهای و بررسیهای میدانی حاصل گشته است.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاکی از آن است که پاسخگویی مناسب به ابعاد مختلف نظام حسی در بازارهای تاریخی باعث خلق محیطی چند حسی در عین حفظ تداخل دامنه حسی شده است. شناخت کیفی ابعاد حسی فضا در این تحقیق مشخص کرد که منظر بصری بیشترین نقش را در ادراک محیط داشته و به همراه منظر لمسی در طول روز تقریباً ثابت میباشند. از سوی دیگر منظر صوتی و منظر شیمیایی بهعنوان دو محرک تأثیرگذار در غنای حسی محیط مطرح هستند که نسبت به سایر محرکهای محیطی تغییرات بیشتری در طول روز دارند.