
مهارت انسان به عنوان عامل مؤثر در رشد و پیشرفت زندگی فردی و اجتماعی تلقی می شود که می تواند در ارتباط او با محیط اطرافش نقش بسیار مهمی ایفا کند. مهارت آموزی در نهایت منجر به ارتقای کیفیت زندگی شده و ایدههایی برای بهتر زیستن ارائه میکند. بحث طراحی فضای معماری و شهری، از مسائل دیرین و اولیه بشر بوده که تا به امروز، اندیشهها و دیدگاههای مختلفی را در فلسفه، هنر و معماری معطوف خود ساخته است. حس بینایی به عنوان قدرتمندترین حس از میان حواس اصلی انسان به شمار آمده و مهمترین حس انتقالی محسوب میشود و در درک سایر احساسات نقش قابل توجهی دارد. نمیتوان بدون توجه به سطح مهارت آموزی نابینایان و ساز و کارهای مرتبط با آنان و همچنین مشارکت این قشر در فرایند پژوهش به مداخله و طرح ریزیهایی جهت ارتقای کیفیت زندگی نابینایان اقدام کرد. در همین راستا و در قالب یک فعالیت تجربی، به این مقوله پرداخته شده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کمی و کیفی انجام شده است. ابتدا با اتکا به روش تحلیل مقایسهای از آزمونهای قبل و بعد از دورههای آموزشی و سپس جهت بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها از آزمون شایپرو-ویلک و جهت بررسی سطح مهارت نابینایان در دوره های قبل و بعد آموزش از آزمون «خیدو »و برای نتیجه گیری و مشخص نمودن سطح معناداری دوره ها از آزمون علامت استفاده گردید و سپس، مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این بررسیها نشان میداد که بهره گیری از شیوههای آموزش مقدماتی معماری و شهرسازی در این امر میتواند تأثیر معنادار و به سزایی در ارتقای کیفیت و کمیت سطح طراحی فضای معماری و شهری در نابینایان داشته باشد. همچنین این نتایج گواه آن بود که با بهره گیری از روشهای آموزشی مناسب میتوان کیفیت زندگی نابینایان را ارتقا بخشید.
لینک: http://www.sysislamicartjournal.ir/article_127452.html